دوراهی
میگویم: «خب ول کن برو.»
میگوید: «حوصله ول کردن ندارم.»
میگویم: «ولی من اگه بخوام ولت کنم راحت میرم.»
میگوید: «خوشبهحالت.»
میگویم: «تو چرا هیچوقت حوصله نداری؟»
میگوید: «از اول همینطوری بودم... نمیدانم...»
میگویم: «از اول حوصله نداشتی؟»
میگوید: «هوووم.»
میگویم: «کاش اینطوری نبودی.»
میگوید: «اینطوری نبودم که تنها میماندی.»
میگویم: «آره... راست میگی.»
میگوید: «پس بهتره همینطوری بمانم.»
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۴ ساعت 11:38 توسط سپیده محمودی دانالو
|